|
ای یار مرا خراب و ویران کردی دیوانه و مجنون و پریشان کردی جام می و باده را به دستم دادی از عشق دل مرا تو مهمان کردی با ناز و کرشمه های ویران سازت دل را تو زغیر خود گریزان کردی دردیست درون سینه غم زده ام دیریست که رخ ز من تو پنهان کردی "ناصر" همه شب ناله کند از هجرت بنگر که مرا چه مست و نالان کردی ن.م + نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 4:36 توسط ناصر .م |
|